دوشس
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

۱- چند تا گردوي باقيمونده رو از توي آب درآوردم و توي يك بشقاب گذاشتم و نشستم جلوي تلويزيون و مشغول پوست كندن شدم . آهو نشست كنارم و گفت مي تونم بردارم ؟ بهش گفتم صبر كن تا همشو پوست بكنم ، بعد . اونم كه گردو خيلي دوست داره و نگران بود كه نكنه سهم كمي بهش برسه گفت پس بذار من نصف كنم . بيا اين 3 تا مال تو ، اين 6 تا هم مال من . ( خب ، راست هم مي گفت . دقيقا" نصف كرد ) بعد هم گفت : مي دوني چرا براي تو كمتر گذاشتم ؟ براي اينكه زودتر تموم كني و برنده بشي .

2- با آهو دست در دست هم ، توي يكي از خيابونها داشتيم پياده به سمت پارك مي رفتيم ، كه با ديدن عكس دو شهيد روي ديوار يكي از ساختمونها ، ازم پرسيد : چرا عكس اينها رو روي ديوار كشيدند؟ براش توضيح دادم كه اين آدمها رفتند جبهه و جنگيدند  و از كشور دفاع كردند ، بعد هم كشته شدند و... . كمي فكر كرد و گفت : چرا اين آدمهاي ضعيفو فرستادند جبهه كه كشته بشن ؟ ببين باباي من كشته نشده . ( آخه بابايي زمان جنگ سرباز بوده ) . و من هيچ جوري نتونستم قانعش كنم كه هر كشته شدني ، دليل ضعف نيست .

3 - آهو خانوم يك هفته از ديدن سي دي محروم شده .  آخه عينكشو گم كرده و اصلا" نمي دونه كه آخرين بار كي و كجا رو چشمش بوده و خيلي بي خيال و راحت ميگه نمي دونم كجاست . ( روزي 3-4 ساعت بايد عينك بزنه چون كمي تنبلي چشم داره . ) خودم از اين تنبيه خيلي ناراحتم ولي فكر مي كنم براش لازمه كه يك كمي حواسش به وسايلش باشه و عواقب كارشو بپذيره . اما عين خيالش هم نيست چون با كانالهاي كارتون ماهواره كمبودشو جبران مي كنه . بايد يادم باشه دفعه بعد ماهواره رو هم ممنوع كنم . 

 

[ شنبه ٢ مهر ۱۳۸٤ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آنا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شما منو ، یعنی نویسنده این وبلاگو به اسم آنا می شناسید . آنا یک زن معمولی ایرانیه . یک مادر و یک همسر که شاغل هم هست . یک روزی بعد از اینکه مدتها بود دغدغه نوشتن راحتش نمی گذاشت اینجا رو برای خودش ساخت . اینکه چقدر خوب می نویسه یا بد مهم نیست . مهم اینه که اینجا دروغ نمی نویسه . مناسبتی و سفارشی هم نمی نویسه . دلی می نویسه . یعنی هروقت دلش خواست . برای همین نوشته هاش گاهی تلخه ، گاهی شیرین ، گاهی هم تند یا بی مزه . خلاصه می نویسه چون نوشتنو دوست داره ..... همین
آرشيو مطالب
امکانات وب