دوشس
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

يك فرق بچه ها با ما آدم بزرگا اينه كه رك و راست هرچي كه به ذهنشون مي رسه ،  ميگن و مثل ماها كه خيلي وقتا دلمون يه چيزي ميگه و زبونمون يه چيز ديگه ، ماسك به چهره نمي زنند . اينا رو گفتم كه ماجرايي رو تعريف كنم :

همسرم ، عمويي داره كه يك آقاي بسيار با محبت و متشخصند و من علاقه و ارادت خاصي به ايشون و خونواده شون دارم . از مهندسهاي باسابقه شركت نفت هستند كه سالها توي خوزستان بودند و حالا دو ساليه كه بعد از بازنشستگي ، به شهر زادگاهشون برگشتند . اين آقا كه خيلي هم نسبت به خونواده ما لطف دارند ، يك عيبي دارند و اون اينه كه علاقه زيادي به بحث و تبادل نظر دارند  و خدا نكنه به موضوعي پيله كنند ، حالا حرف نزن و كي حرف بزن . هركس هم كه خونه شون ميره ، به فراخور سن و تحصيلات و شغل و موقعيت اجتماعيي كه داره ، مورد تست و بررسي قرار مي گيره . معمولا" هم در هر برخورد تكيه كلام يا سوژه اي براي تكرار و تكرار و تكرار ابداع مي كنند . چند وقت پيش ، ما دو شب مهمون اين خونواده بوديم كه البته خيلي هم بهمون خوش گذشت . در جريان اين سفر ، عمو جون كه خيلي هم آهو رو دوست داره  ، خيلي باحوصله در مورد مسائل مختلف باهاش وارد بحث شد و يكدفعه بهش گفت :"  آهو بريم ؟آهو پرسيد :" كجا ؟ " عمو جون گفت : " تو فكر " . خب اين سؤال و جواب  يك بار ، دو بار ، سه بار اول جالب بود . ولي توي اين دوروز ، ساعتي يك بار اين سؤال و جواب تكرار مي شد . تا اينكه موقع خداحافظي ، من و بابايي داشتيم سوار ماشين مي شديم كه ديدم عمو جون داره سر تكون ميده و مي خنده و با آهو به سمت ماشين ميان . اومد جلو و گفت دخترت خوب جوابمو داد . بهم گفته : " انقدر برو تو فكر تا مخت بتركه . " منو ميگي سرخ و سفيد شدم ، كلي عذرخواهي كردم و تذكري هم به آهو دادم ولي خب ... يكجورايي حرف دل خودمم بود .  

 

[ سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٤ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ آنا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شما منو ، یعنی نویسنده این وبلاگو به اسم آنا می شناسید . آنا یک زن معمولی ایرانیه . یک مادر و یک همسر که شاغل هم هست . یک روزی بعد از اینکه مدتها بود دغدغه نوشتن راحتش نمی گذاشت اینجا رو برای خودش ساخت . اینکه چقدر خوب می نویسه یا بد مهم نیست . مهم اینه که اینجا دروغ نمی نویسه . مناسبتی و سفارشی هم نمی نویسه . دلی می نویسه . یعنی هروقت دلش خواست . برای همین نوشته هاش گاهی تلخه ، گاهی شیرین ، گاهی هم تند یا بی مزه . خلاصه می نویسه چون نوشتنو دوست داره ..... همین
آرشيو مطالب
امکانات وب