دوشس
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

توي مهد آهو ، پايان هر ترم زبان جشني برپا ميشه و به بچه ها جايزه داده ميشه .( جايزه ها رو هم كه معلومه كي مي خره ) ديروز كه رفتم دنبالش با خوشحالي آمده دم در و دفتر اين ترمشو كه لوله شده و روبان پيچيده شده است ، نشونم ميده و ميگه : " مامان فوقو ليسانس شدم "

يعني ميشه مامان جون من باشم و فوقو ليسانس شدن تو رو ببينم ؟

 

 

اين روزها خانوم تر شده و تمرينات موسيقيشو بدون اجبار من و با ميل انجام ميده . چيزي حدود 16 تا آهنگ با بلز ميزنه .صداي فلوتش هم خيلي بهتر شده و آهنگهاي كوتاهي با نتهاي فا ، سل ، لا و سي كه جاشونو روي فلوت ياد گرفته ، ميزنه .

 

 

خيلي هم روي انتخاب لباسهاش اعمال نظر مي كنه و خيلي از لباساشو ديگه به هيچ عنوان نمي پوشه و من مجبور شدم بعضي از اونا رو كه درحد نو هم هستند ببخشم . اخيرا" اگر چيزي رو بدون حضور خودش براش بخرم با فروشنده شرط مي كنم كه اگر نخواست پس بدم . حالا ميفهمم كه ديگران زماني كه ميخواستند چيزي براي من بخرن چي مي كشيدند ؟

 

 

احساساتي بودن بيش از حدش گاهي اوقات نگرانم مي كنه . ديشب به من ميگه : " مامان  من دلم ميخواد وقتي كه بزرگ مي شم تو پير نشي . " چطور مي تونم بهش بگم كه منم دوست داشتم و مامانم هم دوست داشت و حتما" مادرش هم عزيز دلم ، ولي زمان مي گذره و كاري هم به دل من و تو نداره .

چند روز پيش هم ميگه : " مامان ، ميدوني من چرا ديشب خوابم نمي برد ؟ آخه تو آهنگ *غم گيز گذاشته بودي و من ياد تو افتاده بودم كه مريضي و سرماخوردي و سرفه مي كني و ياد ماماني و خاله بودم كه اونها هم سرما خورده بودن و بابا كه پاش درد گرفته بود و آرميا كوچولو كه اونم با اون كوچولوئيش مريض شده  و همه اين فكرها تو سرم مي چرخيد و من نمي تونستم بخوابم . " 

  

* غم انگيز 

پی نوشت ۱: يك ماهي هست كه سرماخوردگي توي خونواده ما حسابي شيوع پيدا كرده و دست بردار هم نيست .  

پی نوشت ۲ : عنوان اين متنو خيلی جدی نگيريد  يعنی نه جدی بگیريد ، ولی ميدونم که همه تون تو دلتون ميگيد منم دارم . حق با شماست ...

 

[ چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٤ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ آنا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شما منو ، یعنی نویسنده این وبلاگو به اسم آنا می شناسید . آنا یک زن معمولی ایرانیه . یک مادر و یک همسر که شاغل هم هست . یک روزی بعد از اینکه مدتها بود دغدغه نوشتن راحتش نمی گذاشت اینجا رو برای خودش ساخت . اینکه چقدر خوب می نویسه یا بد مهم نیست . مهم اینه که اینجا دروغ نمی نویسه . مناسبتی و سفارشی هم نمی نویسه . دلی می نویسه . یعنی هروقت دلش خواست . برای همین نوشته هاش گاهی تلخه ، گاهی شیرین ، گاهی هم تند یا بی مزه . خلاصه می نویسه چون نوشتنو دوست داره ..... همین
آرشيو مطالب
امکانات وب