دوشس
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

كوچيك كه بودم هروقت كارتون زيباي خفته رو مي ديدم ، اون قسمتش كه تولد اورورا بود و پري هاي مهربون با استفاده از چوب هاي جادوئيشون براش كيك درست می كردن و لباس می دوختن و خونه رو مرتب می كردن ، آرزو مي كردم كه من هم يك چوب جادو داشتم كه هركاري دلم مي خواست مي تونستم باهاش بكنم . اين روزها كه وقت خونه تكونيه ، بيشتراز هروقت ديگه اي به اون چوب ها نياز دارم . خيلي از شما هم سراغشو گرفته بودين و ظاهرا" همدرد زياده . ولي متاسفانه دوستان خودمون بايد دست به كار بشيم و خبري از چوب جادو نيست . راستش خيلي دلم مي خواد خونه رو عوض كنيم . تا دو سه ميليون پول دستمون مياد نقشه تبديل به احسن كردن خونه كه دست كم  20 -30 ميليون لازم داره ، همه فكر و ذكرمو اشغال مي كنه . با همون 2-3 ميليون ، هم مي خوام متراژ خونه رو بالا ببرم هم مي خوام محلشو ارتقا بدم . خلاصه تو ذهنم اينو مي فروشم و اونو روش مي ذارم و انقدر وام مي گيرم و ...... يكدفعه عصا فرود مياد و كوزه روغن مي شكنه . ( داستانشو كه بلدين ؟ ) ... نه ، مثل اينكه شديدا" به چوب جادو نياز دارم .

اين فسقلي خواهرم هم به قول باباش تبديل به يك كوآلاي كوچولو شده كه هميشه چسبيده به مامانشه  و نيازي نيست كه مامانش اونو نگهداره چون خودش هميشه آويزون مامانشه .

 

سال 84 هم داره تموم مي شه . يك عقبگرد كه مي كنم ، مي بينم بالا پايين زياد داشتم . تا مرز استعفا و تغيير شغل پيش رفتم ، مريضي خواهرم بود ، ناراحتي و عمل بابا بود و مهمترين اتفاق ، اضافه شدن يك موجود دوست داشتني و عزيز به خونواده بود كه يك تنه تلخي همه اونهاي ديگه رو از بين مي بره . مهم اينه كه همه چيز به خير گذشت . خدا رو شكر . توي اين روزا مثل همه سالهاي گذشته تصميم مي گيرم كه سال جديد رو با برنامه ريزي شروع كنم . هزينه هامو كنترل كنم . كارهامو با نظم و دقت بيشتري انجام بدم . با خودم و اطرافيانم مهربون تر باشم . بيشتر از زندگيم لذت ببرم . كمتر وبگردي كنم و يك وقتي براي برنامه هاي ديگه خودم بذارم . براي آهو اين كارو بكنم و اون كارو بكنم و وووووووووو . سعي مي كنم كه در سال جديد دختر بهتري باشم ، چقدر موفق بشم خدا داند و بس .

 

[ یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٤ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ آنا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شما منو ، یعنی نویسنده این وبلاگو به اسم آنا می شناسید . آنا یک زن معمولی ایرانیه . یک مادر و یک همسر که شاغل هم هست . یک روزی بعد از اینکه مدتها بود دغدغه نوشتن راحتش نمی گذاشت اینجا رو برای خودش ساخت . اینکه چقدر خوب می نویسه یا بد مهم نیست . مهم اینه که اینجا دروغ نمی نویسه . مناسبتی و سفارشی هم نمی نویسه . دلی می نویسه . یعنی هروقت دلش خواست . برای همین نوشته هاش گاهی تلخه ، گاهی شیرین ، گاهی هم تند یا بی مزه . خلاصه می نویسه چون نوشتنو دوست داره ..... همین
آرشيو مطالب
امکانات وب