دوشس
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

راستش اين روزها خيلي قاطي كردم . نمي دونم شايد من زيادي حساس و نگرانم . نگران مدرسه آهو . با خودم فكر مي كنم من كه الآن براي انتخاب يك مدرسه اينقدر نگران و سردرگمم ، براي ازدواجش به چه روزي مي افتم . اونايي كه بچه مدرسه اي دارن مي دونن چي ميگم . توي اين مملكت خدمات خوب گرفتن خيلي مكافاته . حتي آدم حاضره هزينه بكنه ولي بازهم اون سرويسي رو كه مي خواي نمي گيري . مدارس ما الآن دو مدلند يا غير انتفاعي يا دولتي . مدارس غير انتفاعيمون هم دومدلند . يا برنامه هاي فشرده آموزشي دارند و ساعات طولاني كه من اصلا" باهاش موافق نيستم . فكر مي كنم لزومي نداره كه يك بچه 6-7 ساله كه تازه داره خوندن و نوشتن فارسي و رياضي و علوم ياد مي گيره ، روزي دو سه ساعت بياد اون دروس رياضي و علومشو به انگليسي هم بخونه . فكر مي كنم اين كار باعث مي شه كه علاقه شديدي رو كه الآن بچه من به انگليسي داره از بين ببره . چرا من از الآن بايد فكر كنم كجا بذارمش كه براي كنكور و دانشگاه آماده بشه . پس تكليف بچگيش چي مي شه ؟ سالهاي كودكيش رو حروم كنم ، خسته اش كنم تا از الآن براي 12 سال ديگه آماده بشه . ديگه اون موقع انرژيي براش باقي نمي مونه . اگر يك بچه روال طبيعي خودشو داشته باشه . دركنارش آموزش هاي سبك و متناسب با سنشم داشته باشه و به اندازه كافي هم بازي و تفريح كنه، از نظر روحي و رواني سالم بار مياد . آدم شادي مي شه كه مطمئنا" به موقع درسش رو هم خواهد خوند و راه خودش رو هم پيدا خواهد كرد . يك سري ديگه از مدرس غير انتفاعيمون از اونور بوم افتادند . كلاسهاي 5-6 نفره كه به نظر من بيشتر به خونه خاله شبيهه تا مدرسه . بچه من بايد ياد بگيره كه توي اين جامعه بتونه خودش رو سرپا نگه داره . معلم هاشون هم اكثرا" يا بازنشته اند و خسته از سالها خدمت و يا بسيار جوان و خام و بي تجربه . انقدر هم اول راهند كه تو نمي دوني اين مدرسه تا دو سه سال ديگه دووم مياره يا ورشكست مي شه . هر دو مدل اين مدارس هم سعي دارند با رديف كردن ليستي از برنامه هاي متنوع و اغوا كننده  ، جيب پدر و مادرهاي بيچاره رو خالي كنند و بعضيهاشون سيستم هاي آموزشي متفاوت از سيستم دست و پا شكسته آموزش و پرورش ايران دارند كه شايد جذاب و ايده آل باشند ولي مثل خلاف جريان آب شنا كردنه و بچه تو مي شه موش آزمايشگاهي اونها . در بعضي از اين مدارس ، همين هزينه هاي اوليه تا دو ميليون تومان هم مي رسه كه اگر بدوني واقعا" اين رو داري درجهت آموزش و پرورش فرزندت براي آماده شدن به عنوان يك شهروند فهيم و سالم و فرهيخته كه براي زندگي در اين جامعه پيچيده به خوبي تعليم داده شده ، هزينه مي كني ، با جون و دل پرداخت مي كني ولي واقعا " رضايتت به طور كامل جلب نمي شه و هزينه ها هم به همين جا ختم نمي شه و به مرور به بهانه هاي مختلف مثل گردش علمي و جشن و چه و چه بايد دوباره دست در جيب مبارك كني . جالب اينه كه در يكي از همين مدارس با شهريه بالا ، در فرم ثبت نام هم يك بند گذاشته بودن با اين سوال كه آيا مي تونيد در مواقع لزوم به مدرسه كمك مالي بكنيد ؟ يكي نيست بگه بابا روتونو برم . از همه اينها گذشته من شك دارم كه بچه در چنين محيطي لوس و پر توقع بار نخواهد آمد ؟ ديدم بچه اي رو كه بعد از تحصيل در چنين محيطي ، به كفش زير 100.000 تومن قانع نيست .

خيلي ها توصيه مي كنند كه مدارس دولتي خوب براي  مقطع دبستان مناسب ترند . اما اونها هم خالي از ايراد نيستند . كلاسهاشون اغلب شلوغه طوريكه گاهي تا 40 نفر هم مي رسه . حتما" بايد آدرس خونه ات در محدوده ثبت نامشون باشه نه يك كوچه بالاتر نه يك كوچه پايين تر . توي اين مدارس خيلي حق انتخاب نداري ، چون تو كه پول ندادي . تازه اگر هم تو محدوده نباشي كلي بايد بري و بياي و پارتي جور كني و قولنامه الكي درست كني يا كمكي به مدرسه بكني و خواهش و تمنا كني تا اسم بچه ات رو بنويسن . هيچ خدمات اضافي هم نبايد بخواي . آخه اينجا دولتيه ، چه توقعاتي داري ؟ تازه ساعت 11.30 هم تعطيل مي شن و بحث نگهداري بچه بعد از اين ساعت براي تويي كه شاغلي پيش مياد . اگر بياريش اداره پيش خودت ، معلوم نيست كه بعد از يك مدت صداي اعتراض آقاي رئيس درنياد . اگر هم بفرستي توي مهد سابقش ، كه يك كلاس براي بچه مدرسه اي هاي اين مدلي دارند ، شهريه اونجا به علاوه كلاس زبان و موسيقيش  دست كمي از اون شهريه غير انتفاعي نداره تازه بايد براي بردن و آوردنش به اين كلاسهاشم برنامه ريزي كني يا سرويس بگيري . 

حالا هي بياين بگين هرچي دلت مي خواد اينجا غر بزن . خودتون خواستيد . به من ربطي نداره اگر سردرد گرفتيد. ولي انصافا" حق ندارم به هم بريزم ؟  

پ . ن : من زياد در اين مورد تحقيق كردم و مدارس زيادي رو هم ديدم و با خيلي ها مشورت كردم . اما لزومي نداره كه معيارهاي شما با من يكي باشه و با نظراتم موافق باشيد .  

 

[ سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥ ] [ ۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ آنا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شما منو ، یعنی نویسنده این وبلاگو به اسم آنا می شناسید . آنا یک زن معمولی ایرانیه . یک مادر و یک همسر که شاغل هم هست . یک روزی بعد از اینکه مدتها بود دغدغه نوشتن راحتش نمی گذاشت اینجا رو برای خودش ساخت . اینکه چقدر خوب می نویسه یا بد مهم نیست . مهم اینه که اینجا دروغ نمی نویسه . مناسبتی و سفارشی هم نمی نویسه . دلی می نویسه . یعنی هروقت دلش خواست . برای همین نوشته هاش گاهی تلخه ، گاهی شیرین ، گاهی هم تند یا بی مزه . خلاصه می نویسه چون نوشتنو دوست داره ..... همین
آرشيو مطالب
امکانات وب