زنی خسته، در پایان فصل گرم

تمام تابستان را درگیر مدرسه و کلاس های دخترک بودم و هنوز هم هستم. تمام تابستان را درگیر اداره و بالا پایین هایش و مسائل حاشیه ای فرسایشی و جنگ های ناخواسته اش بودم و هنوز هم هستم. تمام روزهای تابستان گرم و نفس گیر امسال تهران را، هرروزش را، با مانتو شلوار فرم اداری و دوتا متکای روی سرشانه هایم از سربالایی کوچه هن هن کنان عرق ریختم و بالا آمدم و این داستان هنوز هم ادامه دارد..... تابستان رو به پایان است. دلم مرخصی می خواهد. یک هفته مرخصی کامل و تمام وقت از تمااااام مسئولیت هایم. دلم می خواهد تا قبل از شروع مدارس و دوباره ورد " درستو بخون" گرفتن و حرص شب به موقع خوابیدن و صبح سروقت بیدارشدن و آزمون های هفتگی و ماهانه و ترم و اس ام اس های اطلاع رسانی آنلاین مدرسه، کمی نفس بکشم. خدایا آیا می شنوی؟؟؟؟

/ 2 نظر / 12 بازدید
بابانول

سلام اماده تبادل لینک با هر سایت یا وبلاگی هستیم