20 آذر

باورم نمی شود 13 سال گذشته باشد از آن شبنه بارانی زیبا و پرامید و پراسترس که من و آقای همسر و مامان و خواهر وسطی راهی بیمارستان شدیم. بابا که هیچوقت طاقت و دلِ پشت در اتاق عمل ماندن را ندارد، نیامد. خواهر کوچیکه هم که محصل بود و بالاجبار رفت مدرسه. ساعت 8:25 صبح آخرین چیزی بود که قبل از آمدن دخترک توی اتاق عمل دیدم. انگار همین دیروز بود. هنوز می توانم لیز خوردن های ماهی وار و لگد زدن هایش را به یاد بیاورم. خاطره اولین شیر خوردنش، اولین حمام کردنش، نیش زدن اولین دندانش، اولین تولدش، اولین روز مهد کودک، اولین جشن تولدی که به تنهایی رفت، عمل لوزه سوم، آبله مرغان گرفتنش، اولین لق شدن دندانش، اولین کنسرتش در گروه موسیقی مهدکودک، روز جشن شکوفه ها، جشن الفبا و .... همه و همه برایم نزدیک و ملموس است. حالا دیگر آن نوزاد 3 کیلو و 300 گرمی خانومی شده برای خودش. دیگر در آغوشم جا نمی گیرد. گاهی با هم بحثمان می شود. گاهی قربان صدقه هم می رویم. خوشحال است که این 12 سالگی به قول خودش طولانی تمام شد. امروز لابلای جلسات کاری توی اینترنت می چرخیدم و "Teen birthday party ideas"  و "Teen party games" و "Teenage girl birthday activities" را جستجو می کردم. برای دعوت دوستانش یکی یکی به مادرها زنگ زدم و شخصا بچه ها را برای پنج شنبه دعوت کردم و به تک تک مادرها توضیح دادم که مهمانی دخترانه است و خوشحال می شوم اگر خودشان هم تشریف بیاورند. 
از شما چه پنهان حس مادر خوب نبودن دارم. مادر بی حوصله بودن. ته دلم بدم نمی آمد مهمانی را بیندازم برای پنج شنبه بعد، اگر شب یلدا نبود. تند تند همه را دعوت کردم تا در برابر عمل انجام شده قرار بگیرم. هنوز هیچ کاری نکردم و هفته پرکاری در پیش دارم.

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفس

مبارک باشه . انشالله سالیان سال این روز را با هم جشن بگیرین

بانو

تبريك ميگم... چه كيفي داره آدم يه دختر 13 ساله داشته باشه... خدا شما رو براي دخترتون و دخترتون رو براي شما حفظ كنه... از صميم قلب بهترين‌ها رو آرزو ميكنم براتون.

رزسفید

ای جاااااااااااان عزیز دلم تولدش خیلی مبارکه.خیلی خیلی زیاد... ایشالله همیشه سالم وسلامت باشه و لبش خندون و دلش شاد و تنش سالم و جیبش پر پول باشه... مگه من چند ساله تو رو می خونم آنا جانم؟ دخترک رو از وقتی مدرسه نمیرفت رو یادمه من...الان دیگه تین ایجر شده برای خودش... ای جااااااااااااانم تولدش به تو که مامانش هستی هم خیلی مبارکه[بغل] مهمونی 5شنبه هم خیلی خوش بگذره بهتون[بغل][ماچ][هورا]

مامان درسا

تولدش یه دنیا مبارک مبارک باشه عزیزم. اون دختر خوشگل و کوچولویی رو که سال 84 باهاش آشنا شدم خوب یادمه. اون روزایی که می رفت مهد رنگین کمان یا رنگینک !!!عکسای قشنگشو که حالا از دیدن روی ماهش محروم شده ایم.حالاواسه خودش خانومی شده و کلی از اون دنیای کودکی فاصله گرفته.الهی که سالهای سال شاد و موفق و پرامید زیر سایه پرمهر مامان و بابا زنده باشی آهوی نازنینم[گل]

فیروزه

تولد گل دختری مبارک ... خدا حفظش کنه همیشه [قلب][ماچ]

شقايق

تولد دخترك نازنين مبارك باشه ... فكر كن ... ده سال ِ ديگه :) يه خانم جوان ِ موفق ... جان تولد پسرك هم پنج شنبه است ؛ من هم باورم نمي شود .. ده سال !

میچکاکلی

آخی... بزرگ شدن. می بینی؟ چه زود!تولدش مبارک. انشالله همه اون ماجراها رو برای کوچولوش هم تجربه کنی و یک بار دیگه زندگی را از نو شروع کنی. امیدوارم همه تصمیماتی که در زندگی براشون گرفتیم و میگیریم درست باشه. برای آهوی عزیز آرزوی سلامتی و شادی و موفقیت می کنم.[گل][گل][گل]

نازنین بانو

[عینک] آهوی زیباروی ما رو بگو که دیگه واقعا یه پرنسس زیبارو شده...دخترک شاد باشی و تنت سالم...وقتی هم سن آهو بودیم نمیفهمیدیم یعنی چی؟ ولی الان میفهمم که بهترین آرزو برای بهترینها همینه...سالم باشی و شاد...[قلب][گل]

شبنم

همیشه دیر به تولدهای شما میرسم اینبار هم با تاخیر تولد دختر گلت مبارک . امیدوارم همیشه سلامتی و خنده و خوشی ش رو ببینی الان هم حتما به خیر و خوشی جشن رو برگزار کردی و خستگیش هم حتما رفته بیرون :)

قاصدک

سلام آنا جان.ممنون از راهنما یی تون.تولد گل دختر هم پیشاپیش مبارک ایشالا که سالهای سال در کنار شما و پدرش زندگی پربار و سعادتمندی داشته باشه