اخبار جديد

روز سختی رو پشت سر گذاشتيم . خيلی خيلی سخت . عمل طبق وعده ای که دکتر قبلا داده بود اول وقت انجام شد . بابا رو ساعت ۷:۳۰ به اتاق عمل بردند و ساعت ۱۲:۳۰ هم به ICU منتقل کردند . دکتر از عمل راضی بود و به لطف خدا و دعای مهربونايی چون شما تا اينجا اوضاع خوب يش رفته و بابا خيلی هم خوب به هوش اومد . به اميد خدا اگر مشکلی پيش نياد دو شب در ICU می مونه و بعد برای يک هفته به بخش منتقل می شه . اميدوارم بعد از اين هم همه چيزخوب پيش بره . البته روزهای سختی رو پيش رو خواهيم داشت و اميدوارم که خدا به همه مون و به خصوص مامان و خود بابا توان و تحمل گذروندن اين بحرانو بده . دوست ندارم ازلحظات دردناک امروز چيزی بنويسم که ناگفته يیداست ديدن آدم مقتدری که توی تمام عمرش پشتوانه و تکيه گاه فاميل بوده روی تخت بيمارستان اونم با اون وضع و حال چه حسی به آدم می ده . ولی باز هم خدارو شکر . اوضاع می تونست بدتر از اين باشه .

خدايا هرچند که من هميشه مثل شاگرد تنبلای شب امتحانی ، وقتی کار دارم ميام سراغت ، ولی تو مثل هميشه تنهام نذار و اين ،  يکی از مهربونترين قلبهایی رو که می شناسم صحيح و سالم بهم برگردون .

از همه دوستان خوبم هم که به يادمون بودند ممنونم . دعا کنيد که خدا بهش کمک کنه که درد زيادی رو که مطمئنا خواهد داشت بتونه تحمل کنه . به مامانم هم اين فرشته مهربون زندگيمون توان مضاعف و سلامتی بده . خدايا حفظشون کن  .

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
negar

اميدوارم پدرتون زود بهتر بشه

paybarah

خدا را شکر خيلی خوشحالم که همه چيز تا الان خوب پيش رفته دعا ميکنم که اين يک هفته هم سريع و خوب بگذره و مثل هميشه به پدر مهربونت تکيه کنی

باباي فردا

ایمان دارم و باور دارم که يکی از مهربونترين قلبهای دنیا ٬ صحيح و سالم و شاد و پرانرژی بر ميگرده به خونه... مياد و باز هم بهترين و مطمئن ترين پشتوانه همه آشنايان خواهد شد... در اين روز ها خيلی مواظب باشين که استرس و نگرانی به آهو عزیز و آرميا کوچولو منتقل نشه...

فاطمه (آسمان مال من است)

سلام. خدا رو هزار بار شکر که عمل به خوبی پيش رفته. انشالله که روزهای اينده هم به تدريج بابا بهتر و بهتر می شن. بازهم از حالشون بهمون خبر بده. دلت رو به خدا بسپار که بهترين آرامش دهنده است.

maman ailin

آنای گلم سلام .ببخشيد ما را برای مدتی برای يک دوره آموزشی فرستاده بودن و به قدری گرفتار بودم که به هيچ وبلاگی سر نزدم .امروز که بر گشتم و نوشته ات را ديدم . خيلی ناراحت شدم .خدا را شکر که عمل به خوبی انجام شده .بميرم چه حالی داشتين . خدا را صد هزار مرتبه شکر که عمل با موفقيت انجام شده .

dorna

آنا جون اينشالله که زود زود پدر مهربونت ميشه همون تکيه گاه هميشکی و سالم و سر حال برميکرده خونه .خدا بزرگه خانومی

مامان درسا

خدا رو شکر که همه چی به خوبی انجام شده. بهتره کهنگران نباشی چون خدای مهربون هميشه بهترينها رو برامون می خواد.

ماماني

سلام به آنای مهربون .دلم خيلی برای تو و آهوی نازنين تنگ شده بود ايشالله که بابای مهربون هم بتونن اين يه هفته رو به خوبی پسری کنن خدا رو شکر که عمل موفقيت آميز بوده ايشالله که بعد از اين هم به خوبی پيش می ره همونطور که گفتی خدا خيلی خيلی مهربونتر از اين حرفهاست اين ما بنده هاييم که همش فراموشش می کنيم .آهو چی کار می کنه ؟ از رطف من ببوسش ممنون که تو اين مدتی که نبودم بهم سر می زدی .

hengameh

خيلی خوشحالم که بابا سلامت هستن و اميدوارم ساليان سال سرحال و سالم کنار شما باشند.