زبون دراز

امان از زبون اين فسقلي كه يك وقتهايي با حرفاش آدمو رو ابرا مي بره ( مثل جريان پست قبلي ) ، يك وقت هم وقتي داري حاضر مي شي كه بري مهموني ، سري از تاسف تكون مي ده و مي گه : " مامان خانوم ! يه بلوز خوشگلتر نداشتي بپوشي ؟ " اون وقته كه از بالاي اون ابره با مخ مي افتي زمين . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

ديروز آهو رو كه هنوز بيماريش كامل خوب نشده بردم گذاشتم خونه مامان اينها . عصر كه از اداره رفتم دنبالش ، ديدم طفلكي مامان از ظهر كمرش بدجوري گرفته و خوابيده و براي هر تكون كوچولو كلي درد مي كشه و حتي دستشويي رفتن براش تقريبا" غيرممكن شده بود . سريع لباسامو درآوردم و دست به كار جمع و جور و تهيه شام شدم . مامان كه عادت كرده هميشه اون سرويس بده و باري از رو دوش ما برداره ، باناراحتي گفت : ببخشيد مامان جون ، خسته شدي . قبل از اينكه من جوابي بدم  ، آهو گفت : " اشكالي نداره ماماني ، مامانم وظيفه شه . براي منم خيلي زحمت مي كشه . اما يك كم كمتر از شما . آخه چون بيشتر با شماها بوده ، از اون قديما كه من هنوز نبودم ، براي همين شماها بيشتر خونواده ش هستين . "

من و مامانم :11.gif33.gif18.gif

/ 15 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان تینا و سینا

وای از دست اين بچه ها با اون حرفای بزرگشون . خدا حفظشون کنه الهی . راستی کمر مامانتون بهتره ايشالله ؟

فيروزه

سلام ... آنا جون هنوز روزهايی که مجبور باشيد به سليقه دخترتون خريد کنيد برای خودتون مونده منم مامانم رو کچل کردم حتی گاهی وقتها يه چيزی انتخاب می کردم که می دونستم خودش نمی پوشه و مجبور ميشه بده به من ... الهی که هميشه در کنار هم شاد و سلامت و خوشبخت باشيد . آهو خانومی خيلی زود خوب خوب بشه

نسترن

آخی جيگر اون زبون درازيش و برم من.امان و آی امان از دست اين بچه ها.به خدا انا جون من که ديگه بريدم از دست فسقلی خونمون.راستی زرنگ شدی و تند تند می نويسی.اميدوارم همون جور که گفتی هر چی به صلاحته پيش بياد و دقيقا با نظرت در مورد سريال های تلوزيونی و بد آموزيشون بهت حق می دم.

مامان آيسان( هايده)

منتظر اين باش که به زودی آهو روی مدل آرايش و کوتاهی و تنگی مانتوت و فرم دماغت و .... هم کامنت بده و برات تکليف تعيين کنه. انشالله هر چه زودتر حالش هم کاملا خوب بشه

MOna

ای شيطون بلا! حالا ديگه از لباس مامان هم ايراد ميگيره. فسقلی. بله ديگه خانومی که موقع گيتار زدن اونجوری حس بگيره معلومه که امکان داره لباس مامان رو هم نپسنده. ببوسشششششششش.

مامان كوشا

فکر می کنم مامان هايی که دختر دارن خيلی بايد مواظب تیپ و هيکلشون باشن.اميدوارم حال مامانتونم بهتر شده باشه.

رهام

چه دخمل زبلی. راستی همکار مامانی هم برای دخملش دنبال مدرسه می‌گرده. يکی پيدا کرده. http://www.tehranedu.com/subparts/Schools/srcForm.asp اين آدرس کلی کمکش کرد.

رهام

منطقه ۲. شهرک غرب. مان و راه رشد (غير انتفاعی) البته هر دو ثبت نامهاشون تموم شده و دوست مامانی داره پارتی بازی می‌کنه که بتونه توی يکدومشون ثبت نام کنه.

مامان درسا

ايشاا... سايه اين مامانای زحمتکش و مهربون رو سر بچه هاشون باشه.هرچی بزرگتر می شيم زحمتامونم بيشتر می شه. الهی مامانی شما هم صدساله بشه و از ديدن نوه های خوشگل و عزيزش لذت ببره.

انای عزيز سلام اميدوارم خوب باشی آهوی نازنينت رو از طرف من ببوس نمی دونم وقتی که شازده کوچولو قد آهوی تو بشه چه زبوندرازيهايی در انتظارمه راستی بابا بهتره ؟ موفق باشی