آنای مصمم

با توجه به رخدادهاي اخير لحظه به لحظه برای جابجايی عزمم راسخ تر مي شه . البته با شرايط فعلی کشور و احتمال تغييرات اساسي درسطح مديران رده بالاي سازمانها  كمي نياز به زمان دارم تا به يك ثبات نسبي برسيم و بعد من اقداماتمو رسما" شروع كنم . از همه شماها كه برام دعامي كنيد و به هر طريق راهنمائيم كردين ممنونم . سعي مي كنم تو اين مدت آرامشمو حفظ كنم . فعلا"هم سعي مي كنم كه فاصله رو حفظ كنم و تا جائيكه ممكنه به جاي توضيحات شفاهي كه مستلزم برخورد نزديكه و ممكنه به تنش منجر بشه از طريق نامه ارتباطمو داشته باشم . امروزم خيلي جدي و بدون هيچ حرف و توضيحي يك برگه مرخصي سه روزه از شنبه تا دوشنبه گذاشتم جلوش و چون تو هفته گذشته خيلي با بخش من درگير شده بود ديگه چيزي براي تخليه كردن نداشت ، كمي غرغر كرد و بعد هم امضا كرد . البته مطمئنم كه تو مدتي كه نيستم بهانه اي پيدا خواهد كرد كه وقتي برگردم مسافرتو كوفتم كنه . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دارم ميرم كلاردشت . برميگردم و مي نويسم ...

از خدا مي خوام كه خودش بهترين راه رو جلوي پام بذاره .

راستي برعكس من كه دوران بدي رو مي گذرونم چند روزگذشته به آهو خيلي خوش گذشته چون پدر بزرگ ، مادربزرگ ، عمو ، عمه و دوتا پسرعمه اش از شهرستان ده روزي مهمون ما بودند و آهو حسابي كيف كرده و آتيش سوزونده .

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
پدر اروند

امیدوارم اونقدر تو کلاردشت بهت خوش بگذره که با یه روحيه تر و تازه تر از همیشه بتونی بر روی مشکلات کاری لبخند بزنی...

اروند

راستی! يه چيز اين وبلاگ نويسی که فکر کنم زياد خوب نباشه؛ همينه!! وقتی آدم مشکلی پيدا می کنه و نمی تونه به دوستای مجازيش مثل هميشه سربزنه؛ اوناهم بهش سر نمی زنند!! و اين اگر نگم: خيلی بده! دست کم بايد بگم: اصلاْ خوب نيست!! متاسفانه اينو می شه از جنس بعضی از کامنتها هم دريافت که فقط از سر رفع تکليف انجام می شه و از ترس اينکه کامنت دونی خودشون هم خالی بمونه ... و واقعاْ ديگه اين خيلی خيلی بده ... بابا دست کم اينجا؛ تو اين سرای مجازی خودتون باشيد! اگه کسی رو دوست داريد بهش سر بزنيد و اگه دوست نداريد؛ لطفاْ الکی سلام نکنيد ... به اميد خوش گذشتن و تمدد اعصاب کامل در کلاردشت. يادت باشه که ديگه از اون جوجه اردک هيچی نگفتی ها ...

مامان ديبا

خوش بگذره و تا ميتوني آرامش كسب كن . يادت باشه همه جا همه جور آدمي پيدا ميشه ! پس سعي كن مقاوم باشي ...

shabnam

خوش بگذره يه عالمه ... فکر خودتو برای اين آقای محترم آشفته نکن آنا جون :‌) ...شاد باشی ...شبنم

melika

خيلی وقت بود می خواستم بيام اينجا . اما فرصت نمی شد. به خاطر مشکلات کاريت واقعا متاسفم درکت می کنم. بعضی روسا واقعا نچسبند! اميدوارم در سفر بهت خوش بگذرهو با آهو روزهای خوبی داشته باشيد. به کارت هم فکر نکن فقط تمدد اعصاب!

مامان گیگیل

خيلی کار درستی می کنی. فعلا صبر کن آنا. با اين وضعيتی که پيش اومده معلوم نيست آخر و عاقبت مون به کجا ختم ميشه. کلاردشت خوش بگذره گلم.

maman maryam

omidvaram khodet va khanevadat hamishe khoob o khosh o salamat bashid ana jan mano bebakhsh ke in modat kheyli dargiram o kam miam. mamnoon az inke be yadam hasti. miboosamet va ahoo koochooloo ro ham