كي اين نگرانيهاي پدر و مادرا تموم ميشه ؟

چرا تكون نميخوره ؟ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

كي به دنيا مياد ؟

يعني سالمه ؟

نافش كي مي افته ؟

شيرم كافيه براش ؟

آروغشو زده ؟

دل دردشو چيكار كنم ؟

تبش بالا نره

لثه هاش مي خاره

غذا چي بهش بدم ؟

قطره آهنشو نميخوره

شلوار پاش كنم كه چاردست و پا ميره زانوهاش زخم نشه 

چايي جيزززززه

نخوري زمين 

بگو مامان... بگو بابا

.

.

.

بنويس آب

درستو بخون ... مشقتو بنويس

.

.

خودت بايد بتوني با دوستت مشكلتو حل كني

نميدونم چرا چند روزه تو خودشه نكنه مشكلي براش پيش اومده باشه

.

متخصص پوست خوب سراغ داري ؟ صورتش پر جوش شده .

.

.

كنكور

اشتغال

ازدواج

.

.

.

كي اين نگرانيهاي پدر و مادرا تموم ميشه ؟

شبكه دو يك برنامه اي داره كه نميدونم اسمش چيه . گهگاه تيكه هايي ازش مي بينم . راجع به مصرف قرصهاي اكستازي و مسائل  پيرامون اونه . چيزي كه خيلي توجهمو توي اين برنامه جلب كرد سن پايين مصرف كننده ها بود كه توشون دختر12 ساله هم بود و  نكته قابل تامل ديگه سهولت دسترسي به اين مواده كه اكثر مصرف كننده ها عنوان مي كردند كه ازطريق دوستاشون با اين قرصها آشنا شدند و شروع به استفاده كردند و بعدش به علت حالت از خود بي خودي كه پيدا كردند به طور غيرارادی مرتکب اعمال خطرناكي از قبيل پرش از ارتفاع و رانندگي با سرعتهاي غير قابل كنترل و بيرون پريدن از ماشين در حال حركت  و يا ارتباطات جنسي مشكل افرين شدند و خيليها اين وسط جونشونو از دست دادند و اونهايي هم كه موندند دچار لطمات غير قابل جبراني شدند .

دختر من يا دختر و پسر شما توي چنين محيطي قراره بزرگ بشن و زندگي كنند . با خودم فكر مي كردم كه خب بايد انقدر دخترمو قوي كنم كه بتونه خوب رو از بد تشخيص بده و بتونه به اين دعوتهاي مرگبار " نه " بگه . چيزي كه اكثر كارشناساي اين برنامه روش تاكيد زيادي دارند . اما برنامه دو سه شب پيش ترس و اضطراب زيادي رو تودل من انداخت . چرا كه عنوان شد خيلي از مصرف كننده ها توي مهموني ها از طريق شربت و آبميوه يا شيرينيهايي كه حاوي پودر اين قرصها بودند آلوده شدند و روحشون هم از ماجرا خبر نداشته .

دختر من الآن 6 سالشه . تا كي مي تونم بهش اجازه ندم كه تنهايي جايي بره . تا كي من مي تونم وقت خاليشو توي خونه پر كنم ؟ اگر خيلي هم مطيع باشه ( كه بجه هاي الآن هيچكدومشون مطيع نيستند و با نسل ما زمين تا آسمون متفاوتند ) تا كي مي تونه براي شركت در محافل دوستانه بهانه بياره و به فرض هم كه بهانه رو بياره  ، آيا مي تونه در تنهايي و انزوا تربيت اجتماعي درستي داشته باشه ؟ يا نه ... چه تضميني وجود داره كه اين اتفاق توي مدرسه براش نيفته ؟ تا كي مي تونم فضا رو براش استريليزه نگهدارم .  تكليف من مادر چيه ؟ شايد حق با همسرم باشه وقتي ميگه يك بچه كافيه و ما اگر بتونيم همين يكي رو درست به مقصد برسونيم شاهكار كرديم ، شايدم حق با منه كه ميگم بچه اي كه تنهاست بيشتر نسبت به عوامل بيرون از خونواده كشش داره. نميدونم ........

كي اين نگرانيهاي پدر و مادرا تموم ميشه ؟

 

/ 37 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maman ailin

آخ که چه قد راست گفتی آنا جونم .هر چی زمان ميگذره بيشتر به اين نتيجه ميرسم که طفلک پدر و مادر امون چه قد زحمت کشيدن . و واقعا ما را خوب تربيت کردن که آدمهايی سالمی بار امديم و در اين اجتماع نابسامان منحرف نشديم و راه درست را انتخاب کرديم .کاش ما هم بتونيم جوری بچه هامون را تربيت کنيم که بتونن حوب را از بد تشخيص بدن

بهانه

سلام آناجون - روزت بخير عزيزم - اول همون حرف تكراري رو بگم كه هنوز نتونستم آپ آخرت رو ببينم. آهو كوچولو چطوره؟ از طرف من ده تا ماچش كن. ضمنا؛ همين الان آپ كردم دوست داشتي بيا و عكس منگولك رو ببين. شاد و سلامت باشي عزيزم

بهانه

سلام آنا جون - صبحت بخير عزيزم- خداكنه كه تعطيلات به همه شما مخصوصا؛ به سيندرلا خوش گذشته باشه. من همچنان نمي تونم آپ جديد تو و مامان اميرمهدي رو ببينم - اعصابم و خورد كرده نمي دونم چكار بايد بكنم بيشتراز ۵ مرتبه ctrl+f5 رو ميزنم ولي هيچ فايده اي نداره. خلاصه كه ببخشيد شرمنده . كامپيوتره ديگه كاريش نمي شه كرد زبون نفهمه !!! از طرف من آهوي زيبارو ببوس. شاد و سلامت باشيد

بهانه

سلام آنا جون - خوبي عزيزم - آهو كوچولوي نازنين چطوره؟ الهي كه همگي خوب و سلامت باشيد. راستي ميگم خانمي من ديگه نبايد آپهاي تورو ببينم؟؟؟ يعني اين كامپيوتر من مرگش گرفته يا اشكال از جاي ديگه است؟؟ خلاصه كه از اين بابت خيلي عصباني هستم. احساس ميكنم اينجوري خيلي ازت بيخبرم. آهو رو ببوس. شاد باشي عزيزم

بهانه

آنا جونم - من پستهاي جديدت رو ميخوام - تورو به خدا بگو چكار كنم - آخه اينطوري كه نمي شه ؟؟؟؟ آهو كوچولو رو ببوس. شاد باشي عزيزم

بهانه

سلام آنا جون - صبحت بخير عزيزم- مرسي از اينكه برام دعا ميكني. حتما؛ به حرفت گوش ميدم و امشب كه تمومش مي كنم. اون كاري رو كه گفتي به روي چشم . مرسي از راهنمائيت - همين الان ميرم و انجام ميدم و اگر درست شد يه جايزه خوب پيش من داري. مي بوسمت عزيزم . توهم آهوي ناز رو ببوس

بهانه

سلام آنا جون - خوبي عزيزم - اون راهي كه گفتي رو من انجام دادم ولي به نتيجه نرسيدم . فقط اينو بگم من همين مشكل رو با وبلاگ سميه جون هم داشتم وقتي شانسي از توي كامتنهاي ديگه وارد وبلاگش شدم ديدم كه پست جديدش رو ديدم ولي دوباره از توي كامتنهاي خودم نتونستم پست جديدش رو ببينم. ولي وبلاگ تورو در هر صورت نمي تونم ببينم . به هرحال نمي دونم تا كي بايد همين جا برات كامنت بگذارم عزيزم. بازهم از راهنمائي كه كردي ممنونم . آهو رو ببوس. شاد و سلامت باشيد

بهانه

سلام دوست جونم- خوبي عزيزم؟ آهو كوچولي خوبه؟ از طرف من ببوسش. ميگم عزيزم ميخواستم سئوال كنم اون كاري كه گفتي بكنم از كجا بايد وارد بشم لطفا" بهم آدرس دقيق بده چون خيلي با ريزه كاريهاي كامپيوتر آشنائي ندارم. بازهم ازت ممنونم . شاد و سلامت باشي عزيزم

بهانه

واي آناجون چه تفاهمي... خدا هردوشون رو برات نگه داره. ميگم منكه هنوز شرمنده توهستم عزيزم لطف هم كردي يه كار ديگه بهم گفتي ولي ازت خواهش كردم آدرس كامل اون كاري رو كه گفته بودي بهم بدي. ازت ممنونم بابت تبريكي كه گفتي. آهو رو ببوس. شاد و سلامت باشي

بهانه

سلام انا جون - راست ميگي فكركنم بايد درخواست بدم ويندوزم دوباره نصب كنن. از بابت تبريكت هم ممنون گلم. تولد بابائي خوب بود تولد منگولك هم فرداست كه به خاطر اينكه با محرم مصادف شد مجبور شدم برخلاف سالهاي قبل خيلي كوچولو و خانوادگي برگزارش كنم. جاي همگي شما رو خالي ميكنم. آهو رو ببوس. شاد و سلامت باشي گلم