دندانپزشک

باز هم ممنون از لطف و پيگيري و احوال پرسيهاتون . بابا ديروز مرخص شد و آمد خونه . خدا رو شكر همه كارهاش خوب و بي دردسر انجام شد . ولي خب خيلي خيلي ضعيف و بي جون شده و فكر مي كنم كمي زمان ببره تا دوباره سرحال و روپا بشه . ديروز وقتي وارد خونه شد اشك تو چشماش جمع شد و گفت فكر نمي كردم دوباره برگردم خونه و بي نهايت هم دلتنگ دوتا نوه فسقليش شده بود چون ماها رو توي بيمارستان ديده بود ولي اين دوتا وروجكو نه. موقعي كه توي ICU بود ، با اشاره از پشت شيشه حال آهو و آرميا رو از من پرسيد و گفت كه من به عشق اين دوتا رفتم توي اتاق عمل . اين دوتا فسقلي هم كلي دلبري كردند ازش . آرميا با لبخندهاي نمكي و سر و دست تكون دادناش بهش عشق و انرژي مي داد . آهو هم كه خيلي دلتنگ شده بود ، بانامه اي كه به انشاي خودش توسط  خاله براي بابابزرگ نوشته بود و همينطور سيني شامشو كه برد تا در كنار بابابزرگش شام بخوره يكبار ديگه عشق و علاقه شو نشون داد . واقعا" با وجود بزرگترا خونه رنگ و بوي ديگه اي مي گيره . خدا همه بزرگترها رو براي عزيزانشون حفظ كنه . توي اين چند روزه همسرم و همسر خواهرم هم براي بابا خيلي زحمت كشيدند . چند روز پيش به شوهرم مي گفتم : خيلي ازت ممنونم . خيلي براي بابا زحمت مي كشي . خب ديگه ما كه برادر نداريم ... نذاشت حرفم تموم بشه و با خنده گفت : پس حالا من برادرت شدم ديگه ؟!!! 06.gif33.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ديروز آهو وقت دندانپزشكي داشت . چند وقت پيش متوجه شدم كه يكي از دندوناي شيريش پوسيدگي پيدا كرده . صحبت دندانپزشك كه شد ديدم خيلي مي ترسه و سعي داره يك جوري از زيرش دربره .  يكي از دوستام كه خودش دندانپزشكه و خواهرشم دانشجوي دندانپزشكي ، خانم دكتري رو بهم معرفي كرد كه متخصص دندانپزشكي كودكانه و استاد دانشگاه هم هست . ديروز رفتيم پيشش . اين خانم دكتر فوق العاده خوش برخورد و خوش صحبت بود و سريع يك ارتباط دوستانه با بچه ها برقرار مي كرد . اول ابزار كارشو كه براي هركدوم يك اسم بامزه گذاشته بود به آهو معرفي كرد و كارشونو توضيح داد و بعد هم با كلي داستان سرايي و با آب و تاب و هيجان زياد كارشو انجام داد . آهو هم خيلي راحت زير دستش نشسته بود تا كار عصب كشي و پانسمان دندونش تموم شد . بعد هم دوتا جايزه بهش داد و در آخر هم روي سربرگ مطب ، يك نامه براي مربي مهد آهو و به اسم خود خانم مربي نوشت كه خلاصه اش اين بود كه آهو با وجود اينكه اولين مراجعه اش بوده خيلي خوب همكاري كرده و خواهش كرده بود كه توي كلاس مورد تشويق قرار بگيره . بعد هم نامه رو توي يك پاكت گذاشت و به دست آهو داد . الحق كه كار با بچه ها خيلي حساسه و تخصص و علاقه مي خواد و ريزه کاريهای زيادی داره . آخه بچه ها در ارتباط با مسئله اي كه تجربه اي در موردش ندارند و نمي دونن كه دقيقا" چه اتفاقي قراره براشون بيفته دچار ترس مي شن . يک برخورد سنجيده و آگاهانه مي تونه اين ترس رو به كل ازبين ببره و البته برعكسش هم صادقه . آهو پيش از اين هم مراجعه به دندانپزشك داشته ولي به صورت غير رسمي و در حد معاينه . اين بار چون قرار بود كاري روي دندوناش انجام بشه ، من نگران بودم چون مي دونستم كه اگر اولين مراجعه خاطره بدي به همراه داشته باشه حالا حالاها با اين قضيه مشكل خواهيم داشت .

 

/ 35 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شميم

خوب خدا رو شكر كه حالشون خوب شده ميشه اسم و شماره تلفن اين خانم دكترو هم بگيد

شميم

اينم ايميلم لطفا برام ايميل کن

dordooneh

سلام عزيزم...يکی از اموزشهايی که در زمينه دندانپزشکی اطفال داده ميشه معمولا نوع برخورد با بچه ها به همين ترتيبی است که شما نوشتيد...به اين ترتيب که اول تمامی ابزار رو با تشبيه به وسايل فانتزی به بچه ها معرفی کنند و در طی پروسه درمان روند کار رو با زبانی ساده و شيرين بيان کنند و بعد جايزه و الی اخر... بعبارتی فکر ميکنم تمام دندانپزشکانی که در زمينه اطفال کار می کنند بايد همينطور رفتار کنند... مگر اينکه از دانش يا حوصله کافی برخوردار نباشند... البته دختر گل شما هم خوب همکاری کرد:) طبق اموزش های دانشگاهی برخورد با بعضی بيماران کوچولو که همکاری نمی کنند گاهی سخت و بسيار جدی است.

نسترن

آخی چه اشک شوقی بوده.خوشحالم که همتون صحيح . سالم و با محبت دم عيدی هستيد.از طرف من هم يک آفرين به آهو بگو.

بهانه

سلام خانمي - صبح بخير- ميخواستم حال بابائي و خودتو و آهوئي و اون گل پسر ناز و خوشگل رو بپرسم. ولي قبل از اينكه تو بخواي جوابم رو بدي آرزو ميكنم همگي خوب و سلامت باشيد . آهو رو ببوس.

judy

سلام.خوشحالم که اوضاع رو به راهه.خوش به حال اين دندونپزشک که مريضی به اين خوبی داره

لطفا ادرس دكتر

لطفا آدرس و تلفن خانم دکتر را برای من بفرستید متشکرم

صبا

لطفا آدرس و تلفن خانم دکتر را برای من بفرستید متشکرم