من و مامان بزرگم

1 - ماه آبانم شروع شد . بوهاي خوبي به مشامم مي رسه . بوي تولد و ... اين حرفا ديگه . دارم يك سال بزرگتر ميشم ، اگرچه فكر مي كنم اين رقم شناسنامه ايم يك كمي زيادي بزرگه برام . هنوز حس بيست و يكي دوسالگيمو دارم . 27 آبان ؟ سال پيش در يكي از بيمارستانهاي اين شهر بزرگ در ميان شور و شوق پدر و مادري عاشق ، دختري تپل مپل متولد شد و خوشبختي اونها رو دوچندان كرد ( مرسي اعتماد به نفس !) ... هيچي ديگه 27 آبان تولدمه ، همين .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

2 - ديروز بوي عطر يكي از همكارا منو برد به سالها پيش و خاطره صندوق مامان بزرگو با بوي مخصوصش برام زنده كرد. يادمه من و خواهرم كوچيك كه بوديم هر وقت مي رفتيم خونه مامان بزرگ ، ازش ميخواستيم كه ما رو ببره توي زيرزمين و اون صندوقو كه حكم گنجينه رو برامون داشت بهمون نشون بده .  تحفه هايي كه از سفرهاي مختلف آورده بود يا سوغاتيهايي كه براش آورده بودند توي صندوقش نگه ميداشت و لابه لاشون صابون ميذاشت تا هميشه معطر باشند و به مناسبتهاي مختلف چيزي از اون بيرون مياورد و به دخترها و عروسها يا نوه ها ميداد . من هم كه نوه اول پسري و عزيزدردونه بودم بعد از هر بازديد غنيمتي نصيبم مي شد كه هنوز چند تاشو دارم و براي آهو نگهداشتم . يك كيف مربع شكل كوچولوي كليپسي كه روش منجوق دوزي شده و ژاپنيه و كار دست هم هست .  يك كيف مستطيل شكل كليپسي كه توش يك آينه و شونه و برس كائوچويي داره . يكي ديگه هم يك كارد انگليسي كيك بري استيل با دسته چيني خيلي خوشگل . مامان بزرگم  كه سال 76 بر اثر بيماري فوت شدند ، اسمشون " جواهر " بود و اينو به آهو گفته بودم . ديشب آلبوم عكس بچگيهامو با آهو نگاه مي كرديم كه رسيد به عكس مامان بزرگم و گفت : " اه مامان ،  اين طلا جونه ؟! "

 

 

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان خوشبخت

تولدت مبارک باشه دوشس گل گلک . اميدوارم هميشه در کنار آهو و همسرت شاد باشی.

فاطمه(آسمان مال من است)

سلام. به به مبارکا باشه! خيلی مبارکه! ما شيرينی! انشالله ساليان سال در کنار هم شاد باشيد.خدا مادربزرگ نازتون رو هم رحمت کنه.اما من يه روز ميام آهو جونو می‌خورم!

ماماني

مبارک باشه خانومی /ايشالله ۱۲۰ سال سالم و سلامت باشی .کاملا درسته آدم تو هر سنی نبايد احساس جوونيشو از دست بده تازه بايد فکر کنه نوجوونه .ببوس آهوی ناز ما رو .خدا روح مادر بزرگ مهربون رو هم شاد کنه .

sara

سلام خوبيد؟ من اگه ميشه می خوام بدونم از نوشی و جوجه هاش کسی خبری نداره ؟

مانیا

مامان بزرگ منم يه کمد تو انباريشون داشت که تمام اجناس اسپشيال!!! توش مال من بود :دی.

آراز

۲۶ آبان هم تولد منه. ماشاللا خيلی خوشگله آهوجون.

تاتار

مامان آهو خودت متوجه ميشی چقدر چشمای دخترت عميقه؟ و نه! بهش بگو که جواهر از طلا خيلی با ارزشتر هست به شرط اينکه جواهر شناس باشی.

بهانه

سلام خانمي- صبح شنبه ات بخير- البته ببخشيد بايدبگم روز شنبه ات چون ساعت 12 و نيمه. امروز خيلي سرم شلوغ بود. آهو گل من چطوره. ببوسش . شاد و سلامت باشيد.

juddy

بين اين همه مامان که اينجا کامنت گذاشتن من چی ميتونم بگم جز اينکه تولدت مبارک