بيدا بيدا مبارک بيدا ....

پدر و ماآنی اروند گل

سالگرد پيوند آسمانيتون مبارک  07.gif

حالا كه صحبت عروسيه چند مورد هم در همين رابطه از آهو بگم .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

1- چند روز پيش آهو عروسكهاشو زير و رو مي كرد ، يكدفعه گفت : " مامان يك باربي مرد برام بگير . همه اين باربيهام بي شوهر موندن . فقط يك مردي پيدا كن كه وضعش خوب باشه . "

2 – همونطور كه داشت نقاشي مي كشيد و منم كنارش نشسته بودم ، گفت : " مامان ، اگر يك روزي من شوهر بگيرم ، اگر اسمش مثلا" حميد باشه ، بهش ميگه بابا حميد . منم بهش مي گم حميد ."  خودمو زدم به اون راه و پرسيدم : " كي ميگه بابا حميد ؟ " چشماشو تنگ كرد و از گوشه چشم منو نگاه عاقل اندر سفيهي كرد و با لحني معترض و متاسف ( به حال آي كيوي من لابد ) ، گفت : " كي ميگه بابا حميد ؟ ... مگه قراره ما هميشه دونفر باقي بمونيم ؟ شما الآن چند نفريد ؟ " گفتم : سه نفر . گفت : " خب ما هم سه نفر ميشيم ديگه . اصلا" شايد من 6 تا بچه بيارم . "

 

3 – ديروز توي حياط مهد ، موقع خداحافظي ديدم يكي از همكلاسيهاش به اسم محمد سعيد ، اومد يك چيزي درگوش آهو گفت و بعد هم بوسيدش و با هم خداحافظي كردند . پرسيدم : چي بهت گفت ؟ در جوابم گفت : " آخه نمي تونم بگم . "  بعد از كمي پافشاري من گفت : " هيچي ، از صبح هي بهم ميگه فردا صبح زودتر بيا ، با هم عروسي كنيم . منم هي ميگم زشته ، اين حرفا مال بزرگاست نه بچه ها ،  ولي گوش نمي كنه . "

خداروشكر كه امروز مهد تعطيل شد .

خدا آخر و عاقبت مارو با بچه هاي اين دوره زمونه به خير كنه .

يک جوک آهويی :

يه پيرزنی ميره دندانپزشکی . ميگه آقای دکتر همه دندونامو بکش به جز اين دوتا جلويی رو . دکتره می پرسه چرا به جز اون دوتا ؟ ميگه آخه با اين دوتا چادرمو نگه ميدارم .  

 

 

/ 37 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اروند

تولد با خوبي و خوشي برگزار شد ... جاي دوستان خالي ... راستي منتظر خواندن گزارش مصور جشن تولد آهوي عزيز هم هستيم.

لیموی صورتی

ببينم اين آهو خانوم ما چند سالشه؟!!!خيلی جالبه برام بدونم!حس ميکنم بيشتر از سنش ميفهمه...

باباي فردا

۲۰ آذر تولد يکی از پاک ترين٬ معصوم ترين و زيباترين بچه های اين عالمه. ۲۰ آذر تولد دختری شيرين زبونه. ۲۰ آذر تولد آهوست٬ همون آهوی زيبای وبلاگستان. همون آهوی بابايی ٬ همون آهوی آنا.......... آهوی ناز و مهربونم٬ تولدت مبارک و شادی دل٬ سربلندی و موفقيت جاودانه تو آرزومه... آخه می دونی تو خودت نمره بیستی و می دونی که خیلی عزيزي.

اروند

در يکی از نيک ترين روزهای آذر؛ می خواستم بگم که خيلی خوشحالم! چون می تونم تولد يکی از نيک ترين آدم کوچيکای وبلاگستان را بهش تبريک بگم و از خدای مهربون بخوام که هر آرزويی که آن وجود پاک و معصوم داره برآورده کنه ... تولدت مبارک آهو جان ... ما کماکان منتظر گزارش مصور هستيم آ ...

مامان امیرعلی ونیایش

تولد دختر گل زيبای شيرين زبون مبارک باشه؛اميدوارم ساليان سال زير سايه شما و پدر محترمش خوشبخت زندگی کنه

بهانه

تولدتولد تولدش مبارك- سلام- صبح بخير. تولدزيباصنم مبارك باشه - الهي 89 سال با سلامتي و خوشبختي زنده باشه و سايه مامان و باباي گل و مهربونش هم بالاي سرش باشه. اول آمدم تولد آهوي زيبا رو تبريك بگم تا بعد برم پستت رو بخونم كه اين چند روز خيلي عقب افتادم . از طرف من ببوسش. شاد و سلامت و خوشبخت باشيد

بهانه

زودي خوندم و آمدم. خيلي بامزه بود جدي اگر دخترمن يه همچين حرفي ميزد من نمي دونستم چه برخوردي بايد بكنم ؟؟؟؟؟؟؟ مسئوليت شما مادران خوشبخت كه شامل نعمت خداوند شديد و دختر داريد خيلي سنگينه ها.... آخه اگر توي اين سن به آينده و بچه و اينها فكركنند واقعا" بايد چه برخوردي كرد؟ منكه نمي دونم . ولي ميگم اين زيبا صنم هم مي دونه كه زياد نمي گذارند ميهمان مامان باشه و زودي مي دزدنش داره از حالا برنامه ريزي مي كنه. حتما" براش اسپند دود كن و بازهم به مناسبت تولدش ببوسش. جوك هم در عين سادگي واقعا" قشنگ و خنده دار بود شاد و سلامت باشيد

صبا و سارا

سلام خوبی آهو خانوم راستی تو ااصلا به فکر کنترل جمعيت که نيستی هيچ فکر نکردی ۶ تا بچه خيلی اعصاب تو رو آقا حميد خرد ميکنن در ضمن فکر رخت و لباس و وسائل کمک آموزشی اونها نيستی از همه مهمتر پول شهريه مهد و مدرسه و دانشگاه آزاد اونا تو رو کلافه ميکنهدر ضمن سارای ما که خيلی سنتی فکر ميکنه ميگه ۴ تا بچه ولی تو رو. دست سارا بلند شدی. راستی بهار دوباره زندگی رو به تو و مامان و بابا تبريک ميگم و اميدوارم صدمين بهار زندگيتو جشن بگيری

شبنم

آنا جون نيستی؟ چرا ازت خبری نيست؟ ...شاد باشی ...شبنم

اروند

خودمو كشيدم كه تو چاله دوم زياد دلش برام تنگ نشه!