دخترک غوره نشده، مویز شده

 

 از سر کار تازه رسیده ام و لباسهایم را عوض کرده ام. دراز کشیده ام تا کمی خستگی در کنم. کتاب به دست می آید پیشم دراز می کشد و در حالیکه چشمانش برق می زند ، با هیجان می گوید: " مامان می خوام تابستون برم کار کنم. اصلا" شوخی نمی کنم، می خوام خودم پول دربیارم. یه جایی رو برام پیدا کن. توی اداره شما کاری نیست که من انجام بدم؟ دُرسا توی مهدکودک زمان بچگیهاش شنا درس می ده. منم می خوام کار کنم. شوخی نمی کنم مامااااان "

من : تعجبلبخندقلبماچبغلسوالمتفکرماچاسترسنیشخندنگرانلبخند قلب

/ 6 نظر / 12 بازدید
آبان دخت

چه بامزه ... پسرك من هم همين فكر به سرش زده و ديروز كه در كارگاه شنيدم بايد سن مواجهه با كار پايين بيايد ، فكر كردم واقعن شايد بشه كاري كردي ! [چشمک]

شیرین

عالیه. حتنا به شوق و ذوقش جهت بدهید و حسابی تشویقش کنید.

amine

ای جان.. حتما تشویقش کن.. چه خوب که خودش دوست داره مستقل بشه

نازنین بانو

یعنی این همون آهووووی کوچولوی دوشس ماست؟؟دلم یه بغل فشاری ازش خواست...ندیده مهرتون در دل ماست خانم ها...مامان و دختر مستقل و نازنین...

ُسمیه

اییی جان خانوم کوچولو.. وقتی مامان رو با این همه پشتکار و تلاش میبینه معلومه دخترک هم به فکر استقلال و تکاپو میوفته.

mahsa

فک کنم مسریه چون منم به مامانم گیر دادم برم کار کنم