یک قدم تا انفجار

کامم تلخ است این روزها. زود به هم می ریزم. وضعیت همان است که بود. آن برنامه جابجایی ام بعد از یک وقفه کوتاه مدت، امروز با دستور تند آقای معاون و شلوغ بازی اش به خاطر وقفه ای که به علت منع قانونی این کار ایجاد شده بود و اعلام به همه مراجع ذیربط وارد فاز جدیدی شد. 

روز سختی بود. با یکی از همکاران قدیمی بحث کردم سر اینکه پرسنل زیرمجموعه اش روی یک گزارش تند ما یک پاراف تندتر و توهین آمیز گذاشته بود و این آقای رییس هم بدون هیچ دخل و تصرفی همان پاراف را جهت استحضار بنده فرستاده بود. یعنی یک جورهایی او هم تایید کرده بود. گله کردم. او هم آمد دست بالا بگیرد که دید اوضاع خراب است و ساکت شد. گفتم و گفتم و گفتم. همینطور اشک هایم هم بی اختیار می ریخت. دست خودم نبود. طاقتم از قضایای اخیر که از هر طرف روی سرم آوار شده طاق شده. خدا پدرش را بیامرزد که هرچه من گفتم، صبوری کرد. شنید و از در دوستی و افتادگی وارد شد. با آرامش گوش کرد و آخر سر از طرف مجموعه اش از من عذرخواهی کرد. با خودم فکر کردم خداراشکر که هنوز هستند معدود کسانی که ارزش دوست و همکار قدیمی را بدانند و حرمت بگذارند. این جدیدی ها -البته اکثرشان- یک مشت بچه پررو هستند که اکثرشان نه حرمت سابقه سرشان می شود، نه سن و سال، نه سلسله مراتب اداری. و نه از ادب و تربیت خانوادگی بهره ای برده اند. به قول پدربزرگ مرحومم -با عرض معذرت البته- هرکدامشان یک طویله گاوند.

پ . ن : زود قضاوت نکنید. منظور من از جدیدی ها را در جوابم به کامنت بانو بخوانید. این تازه یک بخش کوچکی بود. اگر بخواهم کامل بگویم قصه حسین کرد شبستری می شود.

/ 3 نظر / 7 بازدید
بانو

مدتیه وبلاگتو میخونم و لذت میبرم...ولی امروز با خوندن این پست یه کم دلگیر شدم ازت!! البته شایدم منظور شما فقط تازه کارهای محل کار خودتونه! تا حالا پای درد دل این جدیدی‌ها (به قول خودتون) نشستین؟؟ خیلی از این جدیدی‌ها حرمت و سن و سال و سابقه سرشون میشه و این قدیمی‌ها هستن که همیشه از بالا بهشون نگاه میکنن و یه جورایی هیچچچی حسابشون نمیکنن...برای در اختیار گذاشتن اطلاعات خسیسی به خرج میدن...سعی میکنن به همه ثابت کنن که جدیدی‌ها به هیچ دردی نمیخورن و این سابقه‌اس که حرف اولو میزنه...مرتب سطح علمی پایین دانشگاهای امروزی رو به همه و با صدای بلند اعلام میکنن!!! تازه اگه این جدیدی‌ها قراردادی و پیمانی باشن که دیگه واویلاس...به موارد بالا زیرآب زنی هم اضافه میشه! شاید وقتی دختر خودتون جز جدیدی‌های یه شرکتی شد بهتر درک کنین این جدیدی‌ها رو!!! دوست داشتم یه کم با انصافتر نسل جدید تازه شاغل شده را قضاوت میکردین! البته آنای عزیز همه اینا رو میذارم به پای اینکه این روزا مشکلات کاری اعصاب نذاشته واست و از صمیم قلب برای رفع مشکلاتت دعا میکنم...

بیتا

خانومم نذارکسی کامت رو تلخ کنه حرفتو بزن حقت رو بگیر ولی بخودت مسلط باش روابط کاری ازین تنشها زیاد داره دیگه

بانو

سلام آنا جان...كاملا متوجه منظورت شدم...بهت حق ميدم...تو جامعه ما يا بايد باسواد و كوشا باشي يا فاميل يكي از اين آدماي باسواد و كوشاي قديمي كه حالا به يه جايي رسيدن!! معمولا فاميل اين افراد باشي زودتر نتيجه ميگيري تا خودت اينطور باشي..... ديدم كه ميگم!!