همانا دلها با یاد خدا آرام گیرد

دیشب، در اون دقایق کش دار پشت در اتاق عمل تنها چیزی که می تونست آرومم کنه همون بود. نرم افزار قرانی که بیشتر از دو سال داشتمش و از زمان خرید گوشی روی اون نصب شده بود و من حتی یک بار هم سراغش نرفته بودم. چندین بار تصمیم گرفته بودم uninstall ش کنم و هربار دچار تردید و مکث شده بودم. نمی دونم. شاید آقای فروشنده می دونسته که 27 ماه بعد تو یه غروب زمستونی، وقتی روی پله های سرد طبقه نهم اون بیمارستان نشستم لازمم می شه.

/ 2 نظر / 4 بازدید
سميه

انگار يه مدت که از ياد خدا غافل ميشيم خدا اينجور ميخواد بهمون يادآورى ميکنه.. بلا دور باشه ايشااله,چى شده مگه؟ اميدوارم هميشه سلامت باشيد.

آبان دخت

چي شده دختر‌؟