22 ب.ه.م.ن را چگونه گذراندید؟

خونه آرومه و صدایی به جز تیک تیک ساعت و چک چک شیر سینک ظرفشویی نمیاد. آقای همسر رفته دخترک را که با فعالیت  های فوق برنامه متنوعش تمام تعطیلات ما و خودش را درگیر کرده، از سر تمرین تاتر (روی کی برد گوشی همزه روی "ی" ندارم ) بیاره خونه و من با سردرد خفیفی که از نصفه شب شروع شده، اینجا نشستم و وبلاگمو به روز می کنم و منتظر مهمونام هستم. ته دلم می خوام زمان به مدت نیم ساعت متوقف بشه و این سکوت کمی کش بیاد.

/ 2 نظر / 14 بازدید
سميه

بعد ايييين همه مدت بالآخره خبرى از آهوخانوم شد[لبخند] هميشه به آرامش بانو.

آبان دخت

دلمان برايتان تنگ شده .