تصميم آنا

به نظر مياد تو اين شرايط راهي به جز پاك كردن صورت مسئله ندارم . با تمام تلاشي كه براي كنار اومدن با اين شرايط كاري كردم ولي مي بينم كه اعصابم شديدا" تحت فشاره و تنش و اضطراب ناشي از وجود يك رئيس بددهن بي تربيت و خشن داره روي زندگي شخصيم تاثير ميذاره . هرچقدر از عقلم كمك گرفتم بسه . ديگه نميخوام به حرفش گوش كنم و اينكه اينجا واحدمه ، كارم مرتبط با رشته تحصيليمه ، چند سال براش زحمت كشيدم ، مسئولم و حق پست مي گيرم ، همكارهاي خوبي دارم و مگه فقط منم كه با اين آدم مشكل دارم ، حتي بهترين و پركارترين همكارامم تا پاي استعفا پيش رفتند ، تمام مشاورها و پيمانكارها از دست اين آدم شاكيند و ... مانع از تصميمم بشه . ميخوام به حرف دلم گوش كنم كه ميگه : ول كن بابا مگه همه اينها ارزش اينهمه تنش و ناراحتي و استرسي رو داره كه تو اين محيط داره به صورت دائم بهت وارد ميشه . حداقل هفته اي يك روزت با يك بحث و جدل شديد و بعدشم سردرد و كوفتگي همراهه . هرروز صبح داري با كتك مياي سركار . شب تا صبح خواب كارهاتو مي بيني چقدر به خاطر توجيه مرخصي كارمندت كه مثلا" به دليل بيماري بچه اش روز بعد از مرخصي برگه شو رد كرده بايد جوابگو باشي . تا كي از مشاوريني كه باهاشون كار مي كني به خاطر رفتار بد و توهين آميز رئيست بايد عذرخواهي كني تا بتوني باهاشون ارتباط كاري مناسبي برقرار كني . به خاطر رنگ نامناسب و اسم نامناسب برنامه اي كه كارمندت نوشته بايد انگ تنبلي و بي مسئوليتي و لختي بخوري . هر انتقاد كوچكي رو توي كار كه مي تونه به ساده ترين و سازنده ترين شكل بيان بشه به بدترين و زشت ترين لحن ميشنوي طوريكه تو رو وادار به مقاومت و جبهه گيري مي كنه . عادي ترين برخوردهاي  كاري به مخرب ترين ابزارها براي خرد كردن روحيه و شخصيت و انگيزه تو تبديل ميشه . بسه ديگه . اين دندون خرابو بكن بنداز دور . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دارم مقدمات تغيير محل كارمو در دوسه شاخه فراهم مي كنم . البته هنوز اقدامي نكردم و به پيشنهاد يكي از بهترين همكارهام كه شايد وجود اونها يكي از دلايل سست شدن قدمهام تو راهي كه ميخوام برم باشه ، چند روزي به خودم مهلت دادم تا مطمئن بشم و فعلا" توي ذهنم دارم راههاي موجودو بررسي مي كنم . ولي قرار نيست كه من پشت اين ميز پير بشم و جشن بازنشستگيمو تو همين اتاق بگيرم .

برام دعا كنيد تا بتونم بهترين تصميمو بگيرم . 

 

/ 19 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان امیر مهدی

انا جان کاری را بکن که بهت نشاط بده نه تخلیه انرری بشی موفق باشی

مانیا

امیدوارم هر تثمیمی که می گیری به صلاحت باشه و بعدا هم ازش راضی باشی

مانیا

با عرض شرمندگی : منظورم تصمیم بود

مامان خوشبخت

من هم رئیسی داشتم که تا حد انفجار عصبانیم میکرد هر تصميمی که ميگيری اميدوارم برات خیر پیش بیاد .

ماماني

آنا جون چرا خودتو اذيت می کنی ؟ ايشالله که بتونی يه جای بهتر پيدا کنی و تا تو اونجا درست و حسابی جاگير نشدی اين يکی ول نکن برات دعا می کنيم خانومی .آرامش خودتو حفظ کن و به خدا توکل کن .آهوی گل ما رو هم ببوس .

تاتار

حتماْ دعا ميکنيم. موفق باشی.

پدر اروند

طبق عادت اومدم! گفتم ببينم کار جديدی پیدا نکردي! يا اون رئيس شاسکولت از کابينه احمدی نژاد پيشنهادی نداشته؛ بذاره بره! يا ... راستی هيچ می دونی که به واسطه تو بود که ما الان نگين عزيز را می شناسيم و چقدر از اين بابت خوشحاليم... باز هم ممنون.