تکرار تاريخ ...

خب ! ما از تحريم بيرون اومديم . تجربه سخت و در عين حال جالبي بود . اينكه در 30 سانتيمتري Duchess.persianblog.ir و بقيه وبلاگهاي مورد علاقه ات باشي و سراغشون نري . يك جور تمرين بود . تمرين تسلط بر خودمون و خواسته هامون ...اينم بگم كه بابايي يك بار زيرآبي رفت و زماني كه آهو توي حمام بود ، رفت سراغ كامپيوتر و شروع به بازي كرد . اما همينكه تلويزيونو روشن نكرد ، يعني يك تحول بزرگ . چون من فكر نمي كردم از عهده اش بربياد ... از همه دوستاني كه در اين طرح شركت كردند ممنون . چه اونهايي كه چند ساعت تحمل كردند و چه اونهايي كه تمام روزو دوام آوردند . براي ما كه زياد بد نبود . سه تايي با كلي هم بازي كرديم و خوش گذرونديم . اميدوارم به شما هم بد نگذشته باشه . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چند شب پيش موقع شام ، ديدم كه آهو دستاشو بر پشتش قايم كرد و به من گفت : " مامان چشماتو ببند ، دستتو بيار جلو " وقتي چشممو بازكردم ديدم دوسه برگ ريحون( چون ميدونه كه من ريحون دوست دارم ) گذاشته كف دستم و چشمهاشم مثل لبهاش از شوق كاري كه كرده بود مي خنديد ... سالها به عقب برگشتم ، زمانيكه من 6-7 ساله  بودم و خواهرم 3-4 ساله ، يادمه مامانم قسمت وسط پيازو خيلي دوست داشت و من و خواهرم براي اينكه خوشحالش كنيم ميرفتيم پيازو باز مي كرديم ، قسمت وسطشو درمي آورديم و اونو تو دستهامون ، پشتمون قايم ميكرديم و به مامانم مي گفتيم : " مامان يك هديه برات آورديم ، چشماتو ببند " و اون پيازو بهش مي داديم و جالب اينه كه فكر مي كرديم يكي از با ارزشترين هديه هاي دنيا رو داريم بهش ميديم كه قطعا" براي مامانم همينطور هم بود ، چون هميشه به بهترين شكل از اين هديه تكراري استقبال مي كرد ...

 

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مریم

خبر دار شديم که بايد تبريکات عرض کنيم... ايشالا که هميشه در کنار عزيزانت شاد و سالم و موفق باشی... بوس قلب

sara

سلام به همه من تازه وبلاگ زدم خيلی خوشحال می شم اگه بهم سر بزنين

ماماني

آنا جون تولدت رو صميمانه تبريک می گم ايشالله که در کنار عزيزانت ساليان سال سرحال و سلامت باشی و هميشه کانون گرم خانواده تون شاد شاد باشه . می بوسمت .

ziba

راستی تولدتون مبارک. منم ازون کيک که در خانه اروند بود ميخوام ...

اروند

همون چند تا کلمه کافی بود ... حتا خيلی بيشتر از کافی ...

بهانه

سلام آنا جونم. صبحت بخير. تولدت مبارك عزيزم. ببخشيد ، ديروز به اينترنت دسترسي نداشتم تا به موقع بهت تبريك بگم گلم. الهي كه هميشه سالم و سرحال و خوشبخت باشي سايه ات سالهاي طولاني بالاي سرخانواده باشه و به تمام آرزوهات كه حتما بيشترش در آهو خلاصه ميشه برسي و با صحت وسلامتي شاهد خوشبختي و سلامتي اون گل نازت هم باشي. بازهم از صميم قلب روز تولدت رو بهت تبريك ميگم. الهي 89 ساله بشي. هزارتا مي بوسمت. شاد باشي عزيزم.

فيروزه

سلام ... تولدتون مبارک :) ... هميشه خوب و شاد و سلامت باشيد و در کنار خانواده خوشبخت ...

مامان مریم

واااای آنااااا چقدر اون عکست که زبونتو در آوردی خوشگلللل بود :*