خاله آنا

اگر به قول بهانه جون كمرنگ شدم ، دليلش اينه كه نبودم و پيش يكي از خوشمزه ترين خوردنی های دنيا بودم .

 

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آهو و آويسا

 

پ . ن۱ : يك مامان عزيز از من خواسته بود كه توي اين پست از حال بابا بنويسم . بابا خداروشكر خيلي بهتره ولي هنوز به روال عادي زندگي برنگشته و توان سابقش رو به دست نياورده .

 

پ . ن ۲ : برخلاف ميلم اينجا مدتيه داره تبديل به فوتو بلاگ می شه . شايد به اين خاطر كه ديگه خيلی دغدغه نوشتن ندارم و تا حرفی برای گفتن ( حداقل از ديد خودم ) نداشته باشم نمی نويسم ، هرچند كه قبلش هم حرف خيلی مهمی نداشتم 03.gif.

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان درسا

خاله جون حق داری عاشق اين کوچولو باشی خيلی خوردنيه عزيزم.چقدر دلم می خواد منم خاله بشم. پيشنهادی برای ذوق زده کردن يه نی نی يکساله تو جشن تولدش نداريد هرچی فکر می کنيم نمی دونيم چکار کنيم. آخه هيچ نی نی کوچولوئی هم نداريم که بياد تولد.

نسترن

واقعا هم بچه ها خوشمزه ترين چيزهای دنيا هستن.راستی اين آهو تو عکس آخری آخر حسه ها.لپش و يک گازی بگير از طرف خاله نسترنش.

dorna

چه عکسای خوشکلی دهن هر چی مادر پسر داره اب افتاد که

مامان تینا و سینا

سلام آنا جون از اون روزی که گفتی واسه پست قبليت کامنت گذاشتم ، روزی دو سه بار ميومدم اينجا ولی پست جديدی نميديدم ولی الان موفق شدم . چه عکسای خوشگلی گذاشتين . خوش به حالتون که خاله همچين عروسکی هستين . واسه بهبودی پدرتون هم خيلی خوشحالم . ايشالله بهتر از اين بشن . و هميشه سالم و سرحال بمونن.

مامان آيسان( هايده)

ماشالله به اين نی نی خوردنی و آهو خانم خوشگل نمکی. انشالله هميشه دور و برت پر از اين خوشگلای معصوم باشه که با خودشون ديگران رو هم به يک دنيا صفا و کودکی می برن. هميشه خوش باشی

MOna

سلام آنا جون بهتر که عکس زياد ميگذاری من عاشق عکس هستم بخصوص عکسهای دختر خوشگل ماهت که معصوميتش کلی دل آدم رو نوازش ميده.ببوسش

سپنتا

آنا جون ممنونم ، راستش فعلا شير خشك رو گذاشتيم كنار تا بعد ، عكس هم گذاشتم، باز هم ميزارم، اين خوردنيه واقعا خوردنيه؟؟؟!!!

paybarah

وای چه خوردنی شيرينی دارين آهو عسلی هم حسابی واسه خودش خانومی شده

آنا

به بهانه : اين پسر عسلی توی ايرانه و ديگه اينکه هنوز اسباب کشی نکردم . فعلا بر سر چند راهی تصميم گيری مونديم و علاوه برمسئله خونه درگير مدرسه هم هستيم . خلاصه حسابی درگيريم . برای اسباب کشی هم خودم هم خیلی هیجان دارم . آخه می دونی بعد از ۸ سال می خوام این کارو بکنم و خیلی مشتاق تغییر و تحولم .