قدردانی

پست امروزو مي خوام اختصاص بدم به همسر مهربونم . خيلي ساده و صميمي مي خوام ازش تشكر كنم به پاس همدلي و محبتش . به خاطر اينكه هميشه دركم مي كنه و هيچوقت به دليل قصور در وظايف تاريخي زن ايراني ،  نه تنها بهانه نمي گيره و گله و شكايتي نمي كنه ، بلكه همكاري هم مي كنه و بارها و بارها جور من رو هم كشيده . از زمان به دنيا اومدن آهو توي تمام مراحل بچه داري ( البته به جز شير دادن ! ) با من شريك بوده . خيلي زودتر از من آهو رو شسته و حمام كرده . خيلي از شبهايي كه بايد تا صبح بالاي سر دختر تب دارمون بيدار مي مونديم  ، به اصرار منو خوابونده و خودش تا صبح بيمار داري كرده و مي كنه . و اين روزها اون چيزي كه در روزهاي پرمشغله و حتي جدي ترين جلسات كاري لبخند رو لبم مياره و بهم انرژي ميده ، message هاي محبت آميزيه كه گهگاه برام مي فرسته .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 همسر خوبم دوستت دارم ...

/ 9 نظر / 4 بازدید
يك مامان

چه خوب که در مقابل قدردانی کردي. واقعا همچين پدران و همسرانی کيميا هستن.هميشه سلامت باشن.يعنی باشين!

shabnam

خدا اين همسر خوب و بابای مهربون رو برای شما و شما رو برای اون سلامت و خوش نگه داره . آقای همسر بهتون تبريک ميگم که اينقدر گلين ...شاد باشی ...شبنم

مامان علی

ايشالله هميشه کنار هم خوش باشيد . راستی وبلاگ جديد مبارک .

تاتار

چه خوبه که اجازه نديم گذشت سالها حضورمون را کنار هم عادی بکنه - انقدر عادی که يادمون بره مواظب هم باشيم! ليست علايق دخترک هم خيلی خوب بود! پسنديدم.

ماماني

ايشالله كه سايه ش هميشه سالم و سرحال بالا سر تو و آهو باشه و هميشه شاد شاد باشين و شاهد لحظات قشنگ زندگي . ليست آهو خيلي قشنگ بود از طرف من و آهو كوچولو ماچش كن .

اروند

تو يه نظر سنجی خوندم که بهترين فرزندا اونايی هستن که صاحب پدر و مادرايی هستن که صميمانه به هم عشق می ورزند؛ حتی اگر اين عشق ورزيدن به بهای نديدن فرزند و کم توجهی به او تموم بشه باز هم اين بهتره تا بچه هايی که از سوی پدر يا مادر و یا هر دو صمیمانه مورد محبت قرار می گیرند؛ ولی خود پدر و مادرا با هم حرفی برای گفتن ندارن! اینه که پدرم مطمئنه آهو وقتی بزرگ بشه به خوبی می تونه گليمشو از آب بکشه بالا.

باباي فردا

صميمانه تبريك مي گويم به اين همه خلوص ، سادگي و لطافت بيان.... اين بلاگ عاشقانه ، اثري عميق به روي من گذاشت تجربه داشتن فرزند را هنوز ندارم ولي با خوندن شيرين زبوني هاي آهوي زيباي شما ، شوق بابا شدن در فرداهاي نچندان دور در من اوج مي گيره و لحظه شماري ميكنم براي تجربه مشترك... در بالا تاتار چه زيبا گفته : ‘‘چه خوبه که اجازه نديم گذشت سالها حضورمون را کنار هم عادی بکنه - انقدر عادی که يادمون بره مواظب هم باشيم!‘‘